محمد تقي جعفري

69

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مىگويند : نشناختن دقيق معلول پس از علَّت ، يا عدم معرفت كامل در بارهء علَّت ، اخلالى به واقعيت قانون نمىزند ( جهان با شناسائى جهان فرق دارد ) پاسخ قانع كننده اى ارائه نمىدهند . تشكيك چهارم - معماى ديگرى هم اضافه شده است كه عبارت است از موضوع سنخيت ( هم سنخ بودن ) علت با معلول . با مشاهده اين كه از حقايق معين ، حقايق شبيه به آنها بوجود ميايد ، از تخم گل ، گل مىرويد و از نطفهء هر يك از جانداران فرزند هم نوع آن گفته شده است ، همواره ميان علت و معلول هم سنخ بودن شرط اساسى مىباشد . دليل اين شرط چنين بيان شده است كه : « اگر همسنخ بودن شرط نباشد ، همه چيز مىتواند از همه چيز صادر شود » و اين اتفاق امكان پذير نيست . به نظر مىرسد كه دليل مزبور ادّعاى فوق را نمىتواند ثابت كند ، زيرا در كارهايى كه از انسان صادر مىشود ، اشتياق به هدف و اراده و تصميم با خود كار صادر شده براى بدست آوردن آن هدف و وصول به آن ، هيچ سنخيتى ندارد ، زيرا هيچ يك از اجزاء علت ، كه پديده‌هاى درونى است با هيچ يك از اجزاء معلول كه پديده‌هاى برونى است ، سنخيت ندارد . تشكيك پنجم - پديده هايى كه نمىتوان با جريانات قوانين طبيعت تفسير كرد ، مانند استجابت نيايشها ، تجسيمهاى روانى كه هست را نيست و نيست را هست مجسم مىكند و خواص و آثار واقعى را در آن تجسيم شده واقعا مىپذيرد مانند اشخاص و قهرمانانى كه در نمايشنامه‌ها مجسّم ميشوند . همچنين معجزه‌ها و كرامات و غير ذلك . چنان كه ماكس پلانك نتيجه مىگيرد ، : « اين خود دليل آن است كه قبول اصل عليت از لوازم ضرورى فكر انسان بشمار نمىرود » ( 1 ) .

--> ( 1 ) علم بكجا مىرود ص 160 ماكس پلانك ترجمهء آقاى احمد آرام .